پایان نامه بررسی سیره اخلاقی امام رضا (ع)
banner-promise

لينک دانلود فايل پس از پرداخت وجه به ايميلتان ارسال و همچنين در فاکتور قابل دانلود میباشد.

در صورت داشتن هر گونه سوال در مورد لیست مشاغل ميتوانيد با شماره 09303735383 تماس بگيريد.

در تمام لیست ها شماره تلفن داخل فایل اصلی خریداری شده موجود میباشد.

تماس از طریق تلگرام و واتساپ با شماره 09303735383

پایان نامه بررسی سیره اخلاقی امام رضا (ع)

 شناسنامه محصول

نوع فایل  ورد-Word قابل ویرایش و پرینت با کیفیت بالا
نحوه ارسال ایمیل – دانلود از سایت
تعداد صفحات  ۷۵ صفحه

6,000 تومان

  • توضیحات

توضیحات محصول

چکیده پایان نامه بررسی سیره اخلاقی امام رضا (ع)

مقدمه

از مهمترین مسائلی که در علومی چون علم جامعه شناسی ،روان شناسی، و… به آن پرداخته می شود این است که انسان از منظر شخصیتی و بعد اخلاق فردی او مورد بررسی قرار گیرد. ویژگی های متعدد اخلاقی که در یک فرد مشاهده می شود اعم از طرز خوردن و خوابیدن، شیوه ی گفتار و کردار او و اعمال او… در جنبه های مختلف زندگی اش از دیدگاه دیگران مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. حال مشاهده ی اینگونه رفتارها در اشخاص بزرگ، تاثیرگذاری بزرگتری را به دنبال خواهد داشت. پس قاعدتاً در انسانهای بزرگ همیشه رفتارهایی سر می زند که مورد تایید اطرافیان و آیندگان باشد.از جمله انسانهای بزرگ تاریخ اسلام که اخلاق و کردار فردی او همیشه مورد تحسین همگان بوده است امام رضا (ع) است. ایشان در بعد اخلاقیات فردی خویش در ابعاد مختلفی چون عبادت، سخاوت، زهد وپرهیزگاری ،ادب و صبر و استقامت و.. نمونه  سرلوحه ی تمام شیعیان جهان اسلام هستند که در این بخش به شرح عناوین ذکر شده پرداخته خواهد شد.

۱- عبادت

«عبادت از ریشه ی عَبَدَ یعنی اظهار فروتنی و طاعت و فرمانبرداری. واژه ی عباده از عبودیّه بلیغ تر است زیرا عبادت نهایت فروتنی و طاعت است.»[۱]

حال این نوع ستایش و خضوع در برابر هر فردی که موقعیت بالاتر از انسان را دارد چه خضوع برده در برابر مولایش چه خضوع محتاج در برابر فرد غنی و بی نیاز و چه خضوع بنده در برابر خدا همه و همه نوعی عبادت است.

 عبادت در اسلام نوعی از خضوع و خشوع و نهایت اطمینان قلبی نسبت به معبود ازلی است این نوع عبادت ریشه در فطرت آدمی دارد و مسئله ای انکار ناشدنی است.

 «عبادت خداوند به ۳ وجه صورت می گیرد:

 ۱- خوف ۲- رجاء ۳- حب

۱- خوف: بعضی از مردم به خاطر ترس از عذاب الهی ،تهدید و وعیدهای الهی است که به عبادت خدا می پردازند.

۲- رجاء: عده ای هم به خاطر رسیدن به نعمت ها و کرامات و دریافت ثواب و درجاتی که خداوند نوید آن را داده است به تقوا و التزام اعمال صالح می پردازند.

۳- حب: اما بهترین نوع عبادت که بیشتر مخصوص طبقه ی علمای اسلام است خداوند را نه از ترس از عبادت و از روی طمع به ثواب بلکه او را عبادت می کنند چون خداوند است که تنها سزاوار عبادت است و اوست که مالک سود و اراده ی انسان و بلکه لایق تمامی صفات و اسماء حسنی است لذا محبت خدا چنان در دلهایشان جای گیر شده است که فقط او را غایت و نتیجه ی همه ی امور می دانند و رضای او را مد نظر قرار می دهند»[۲]. این بهترین و شایسته ترین نوع عبادت است که همان طور که گفته شد ائمه ی معصومین و علمای اسلام بیش از دیگران متصف به این صفت هستند.

 امام رضا(ع)  نیز همان طور که ازنام مبارک ایشان پیدا است که تنها رضای الهی را در تمامی کارهایشان مدنظر قرار داشتند در مسئله ی عبادات خویش نیز از ویژگی ها و مزایای منحصر به فردی برخوردار بودند. «ابراهیم بن عباس می گوید: حضرت رضا (ع) شب ها کمتر به خواب می رفت و بسیاری از شب ها را بیدار بود. بعضی از شب ها را که از اول شب تا صبح بیدار می ماند و روزه زیادی می گرفت و روزه داشتن ۳ روز در هر ماهی را هرگز ترک نمی کرد و می فرمود: هرکس ۳ روز از هر ماه را روزه بگیرد مثل این است که همه ی عمرش را روزه گرفته باشد».[۳] فلسفه ی وجودی اقامه ی نماز در اوقات خویش و سربه بالین تراب گذاشتن در چنین انسانهایی به این دلیل بوده است که آن را وسیله ی تقرب به سوی خداوند متعال و عامل پاک شدن از تکبر و خود بزرگ بینی است. به همین دلیل امام رضا (ع) «بسیار کم خواب و شب زنده دار[۴] بود» تا از این طریق زمینه های عبودیت حقیقی را با تهجدهای شبانه ی خویش به دست آورد.

عشق به عبادت و پرستش خداوند متعال از جمله اموری است که در نهاد و قلب همه ی انسانهای عاشق وجود دارد و از طریق این عشق الهی است که آنها را به آرامش و طمانینه نائل می شوند. اصولاً اولیاء الهی نه تنها در عصر نبوت و امامت خود به این فضیلت بزرگ اخلاقی آراسته بودند بلکه قبل از رسیدن به این مقام بزرگ الهی تشنه ی چنین حقیقتی بودند. البته در مورد برخی از امامان شیعه مثل امام رضا (ع) نقل شده است که حتی در شکم مادر خود نیز به تسبیح و تقدیس خداوند مشغول بوده و در هنگام تولد نیز با بلند کردن دستهای کوچک خود به سمت معبود خویش به راز و نیاز مشغول شد. آن چنان که این حقیقت بزرگ نیز از ناحیه ی مادر ایشان نیز اینگونه روایت شده است که فرمودند: «هنگامی که فرزند بزرگوار خود رضا(ع) را حامله شدم هیچ بار سنگینی در خود احساس نکردم و هنگامی که به خواب رفتم صدای تسبیح و تمجید حق تعالی از شکم خود می شنیدم و هنگامی که فرزند بزرگوار خود را به دنیا آوردم دیدم که او دستهای خود را بر زمین گذاشت و سر مطهرش را روبه سوی آسمان بلند کرده و لب های مطهرش حرکت می کرد و سخنی می گفت که نفهمیدم و در آن ساعت امام موسی (ع) نزد من آمد و مرا گفت: گوارا باد تو را ای نجمه بر این فرزند و او را در جامه ای سپید پیچید و امام موسی (ع) در گوش راستش نماز خواند و در گوش چپش اقامت و آب رات طلبید و کامش را با آن برداشت و او را به من داد و فرمود که او حجت خدا بعد از من است».[۵]

به راستی این چنین خضوع در برابر یکتا معبود آفرینش و سر تسلیم در برابر او فرود آوردن، شایسته ی چنین انسانهای والامقام است.

آن چنان که این امام همام در عین دارا بودن از صفات نیک و بارزی که دارد اما در برابر معبود خویش سر به سجده می گذارد و اقرار به ناتوانی خود در برابر قدرت بی همتای او می کند و تنها او را شایسته ی تمجید و برتری از همه ی کائنات می داند. این اطمینان قلبی که از این طریق با یاد و نام خداوند حاصل می شود نکته ی بسیار با اهمیتی است که ائمه ی معصومین بالاخص امام رضا (ع) با مد نظر قرار دادن این مهم در زندگی شان آن را سرلوحه ی زندگی همه ی مسلمین قرار داده اند خداوند متعال می فرماید: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر اله تطمئن القلوب»[۶].

آنها کسانی هستند که ایمان آورده و دل هایشان به یاد خدا آرامش می گیرد. آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا می کند.

(همان کسانی که که پس از بازگشت از بیراهه و گناه به یکتایی خدا و صفات ویژه ی او ایمان آورده و رسالت و دعوت پروردگارش را با جان و دل می پذیرند و به کتاب خدا ایمان آورده دل هایشان به یاد خدا به ساحل آرامش می رسد و آرامش می یابد)[۷].

 اطمینان و سکینه ای که خداوند از آن یاد می کند به هیچ وجه قابل مقایسه با آرامش های کاذب مادی دیگر نیست بلکه آرامش حقیقی است که سعادت اخروی را به دنبال دارد. و کسانی را که خداوند به عنوان الگو برای ما برگزیده است تا منش اخلاقی و رفتاری آنها را سرلوحه ی زندگی مان قرار دهیم برگزیدگان الهی هستند که همواره خط و مشی آنها در حیات مسلمین موثر بوده است. آن چنان که امام علی (ع) در فضیلت طاعت و بندگی فرموده اند: «ان اولی الناس بالانبیاء اعملمهم بما جاوا به»[۸]. شایسته تر و نزدیکترین مردم به پیغمبران داناترین ایشانند به آنچه را که آنان از جانب حق تعالی آورده اند. زیرا شایستگی و نزدیکی به پیغمبران به اثر طاعت و بندگی است و طاعت و بندگی به اثر دانستن احکام است که ایشان از جانب خدا آورده اند.

بنابراین بهترین عبادت و پرستش ،تسبیح و تقدیس تنها معبود یگانه است که از این ره آورد می توان به آرامش حقیقی و ابدی دست یافت. از این رو پیامبر گرامی اسلام بهترین یاور و مونس انسان را در تمامی مراحل زندگی او خداوند و ذکر او می دانند و می فرمایند: «اذکر اله فانه عون لک علی ما تطلب».[۹] همواره خدا را یاد کن که او در آنچه می جویی یار و یاورت خواهد بود.

 امید است که روزی انسانهایی که غوطه ور در عشق های کاذب و ستایش معشوقه های دنیایی اند به این درجه از باور و یقین برسند که تنها کسی شایسته ی تقدیس و پرستش است که برتر و نزدیکتر از هرکس به آدمی است و اوست که ذات پاک خویش را در فطرت انسان نهاد تا او قادر باشد در تمامی لحظات عمرش حتی زمانی که به اوج ناباوری از بی مهری روزگار پی می برد تنها و تنها به او بیندیشد و رو به سوی او کند و به ریسمان محبت الهی چنگ زند.

۲- سخاوت

«سخاوت از سخا گرفته شده و سخا النار و یسخوها یعنی اینکه اگر خاکستر آتش را از آتش پاک کنیم بهتر می سوزد و روشنائی اش بیشتر می شود. بنابراین تعریف سخاوت که از همین ریشه است موجب روشنایی و گرم کردن خانواده های بینوایان می شود»[۱۰].

حضرت علی (ع) در بیان سخاوت می فرماید: «الجود الذی یستطاع ان یتناول به کل احد هو ان ینوی الخیر لکل احد»[۱۱]. جود و بخشش آن است که همه ی مردم بتوانند از آن بهره مند شوند و آن بدین معنی است که: بخشنده و جوانمرد برای همگان نیت خیر داشته باشد.

بنابراین سخاوت یعنی اینکه انسان از تمامی امکاناتی که دارد به تنهایی استفاده نکند بلکه دیگران را نیز در آن سهیم بدارد. این صفت نیک و حسنه در بسیاری از آیات و روایات دینی آمده است و به آن تاکید بسیار شده است و از جمله ی آثار نیکویی این فضیلت حسنه این است که خداوند به هر سخاوت نیک مومنی، پاداشی مضاعف به او می دهد.

«من ذاالذی یقرض اله قرضا حسنا فیا ضعفه له و له اجر کریم».[۱۲]

کیست که از طریق انفاق به دیگران به خداوند وام نیکو دهد و خداوند در عوض مال او را چند برابر افزونی بخشد و نیز برای او پاداش الهی سخاوتمندانه ای خواهد بود.

(خداوند به هیچ یک از بندگان خود نیازمند نیست و ما اگر مالک چیزی هم هستیم این همه از فضل اوست که به ما رسیده و دعوت او از ما برای انفاق به نفع خود ماست که با انفاق در راه او نفس های خود را پاکیزه می سازیم و در آخرت مزد و پاداش بزرگ می بریم. هم چنین او از ما نمی خواهد که تمام اموال خود را در راه او هزینه کنیم بلکه فقط پاره ای از آن را می خواهد واژه ی قرض به معنی جدا کردن و بریدن (جزئی از کل) است)[۱۳].

 پس انسان سخاوتمند می داند که در ازای انفاقات خویش به دیگران چه مادی و چه معنوی نه تنها چیزی از او و یا دارایی او کم نشده است بلکه خداوند متعال طبق پاداشی که برای این دسته از مردم قرار می دهد افزون تر از مقدار بخشش آنها خواهد بود. سخاوت را می توان از دو دیدگاه بررسی نمود:

 الف: سخاوت مادی ب: سخاوت معنوی

الف- سخاوت مادی:

این سنت بزرگ و پسندیده در سیره ی معصومین و از جمله آنها امام رضا (ع) بسیار دیده می شود. مزین بودن ایشان به این صفت ارزنده و نیک برگرفته از ایمان و مبدا خیر بر مبنای فضل خداوند درباره ی ایشان سرچشمه می گیرد.

ملتزم شدن به این امر نیکو نه تنها برای ایشان بلکه برای اطرافیانشان نیز مهم بوده است و آنها را سفارش به بذل و بخشش به دیگران کرده اند. آن چنان که امام جواد (ع) به فرزند بزرگوار ایشان به این امر مهم سفارش شده اند تا مردم از وجود مبارک ایشان ر جهت سخاوت های مالی و غیر مالی بهره مند شوند.« بزنطی نامه ای را روایت می کند که امام علی (ع) برای فرزندش جواد (ع) فرستاده و از آن روح سخا و بخشش و نیکوکاری که در نفوس اهل بیت (ع) راسخ و ریشه دار است را برای ما مجسم می سازد. او می گوید: نام ابوالحسن الرضا (ع) را به ابی جعفر جواد (ع) که بدین شرح بود خواندم .ای ابا جعفر به من رسید که هنگامی که سوار می شوی غلامان تو را از باب صغیر بیرون می برند و این از بخل آنهاست تا خیری از تو به کسی نرسد. به حقی که به تو دارم از تو می خواهم که ورود و خروج تو جز از باب کبیر نباشد و زمانی که سوار می شوی با خود دینار و درهمی بردار باید هرکسی از تو طلب کند به او بدهی و اگر کسی از عموهایت درخواست احسان کند به او کمتر از ۵۰ دینار مده و بیش از آن را مختاری. خواستار آنم که خدا مرتبه ی تو را بلند گرداند پس بخشش کن و به یاری خود ازر تنگدستی بیمناک مباش».[۱۴]

از نکات اخلاقی مهم در سیره ی اخلاقی امام رضا (ع) این بوده است که همیشه از باب احسان و سخاوت خویش بهترین و مطلوبترین امر نیک و پسندیده را برای دیگران ترجیح می داند. بنابراین هیچ انسان نیازمندی نبوده که به ایشان مراجعه کند و از دریای بیکران رحمت و بخشش این امام عالی مقام بهره مند شود. چراکه در مراجعه به امام (ع) نه تنها نیازش مرتفع می شد بلکه مازاد بر نیازش به او کمک و احسان می نمودند تا بتوانند در بقیه ی اموراتش نیز استفاده کند.«غفاری گفته مردی به نام و نشان از خانواده ی ابورافع مولای رسول خدا طلبی از من داشت و اصرار زیاد می کرد به زودی بدهی او را بپردازم و از آن جا که خود را در دست او ناتوان دیدم نماز صبح را در مسجد رسول خدا به جای آورده بلادرنگ حضور امام رضا (ع) شرفیاب شدم و تصادفاً آن روز هم ماه رمضان بود نزد حضرت رفتم و به ایشان عرض کردم فدای شما. فلان مولای شما طلبی از من داد و مرا رسوا ساخته است تا بدهی اش را بدهم ولی در وسع مالی من نیست خدمت جنابعالی رسیدم تا مرا از آسیب او حفظ نمائید و کمک مالی ام نمایید. حضرت دستور دادند تا در عریض بمانم تا زمانیکه حضرت خود مراجعت نموده و نیازم را مرتفع سازند. به هنگام افطار مرا فرا خواند و به من فرمودند که گمان دارم هنوز افطار نکرده . گفتم آری. سپس مرا امر کردند که برایم غذا آوردند. پس از افطار فرمودند که فرش را بالا بزن و هرچه قدر که می خواهی بردار در آن جا دینارهای چندی دیدم. برداشتم و رفتم. البته حضرت امر کرده بودند که چند تن از غلامانشان مرا تا خانه ام مشایعت کنند تا کسی قصد سرقت و دستبرد به من را نداشته باشد. هنگامی که به منزل رسیدم دینارها را شمردم. آنها ۴۸ دینار بود در حالی که نیاز من فقط ۲۸ دینار بود. در بین دینارها ،دینار درخشنده ای بود که بر روی آن نوشته بود فلانی از تو ۲۸ دینار طلب داشت و اینکه طلب او را بپردازد و مابقی را صرف امورات دیگر خویش کن. سوگند به خدا که من مقدار بدهکاری خویش را با آن حضرت به طور قطع نگفته و معلوم نکرده بودم».[۱۵]

این چنین بذل و انفاق به یک فرد مستمند به طوری که او را شرمنده ی مولایش نسازد و برآورده ساختن نیاز یک فرد تا حد بیش از نیاز او و به دست آوردن آبرو و اعتبار اجتماعی اش درس اخلاقی بزرگ دیگری را به همراه دارد و اینکه هرچقدر این لطف و احسان پنهانی تر صورت گیرد مزایای اخلاقی و اخروی بسیاری را نیز برای فرد بخشنده به همراه خواهد داشت. زیرا که در سایه ی چنین صفاتی است که صفات رذیله ی عجب و غرور و تکبر در داشتن اموال و دارائی های آدمی از بین می رود و انسان باحس بذل و بخشش امکانات خویش به هم نوعش بالاخص انسان نیازمند از شادی و فرح خاصی برخوردار می شود که قاعدتاً این احسان درونی دست مایه ی لطف و احسان و بلکه بالاتر اطمینان و باور قلبی نسبت به کاری است که منشا از ذات یگانه ی خداوند است.

«از طرف دیگر باید جنبه های روحی انفاق و سخاوت رعایت شود و در غیر این صورت زیان یک عمل از فایده اش بیشتر است. جنبه های روحی در فرد انفاق کننده که باید رعایت شود این است که کمک و دستگیری او نباید به صورتی درآید که شخصیت روحی طرف مقابل را خرد کند».[۱۶]

بنابراین سخاوت های مالی انسان هرچه قدر که پنهانی تر صورت گیرد آثار فردی و اجتماعی زیادتری را در پی خواهد داشت. زیرا که اولاً برای شخص بخشنده کبر و غرور نمی آورد. ثانیاً فرد نیازمند نیز شرمنده ی این بذل و بخشش نخواهد بود. قرآن کریم نیز در همین رابطه می فرماید:«ان تبدوا الصدقات فنعماهی و ان تخفوها و توتوها الفقراء فهو خیر لکم و یکفر عنکم من سیاتکم و الله بما تعملون خبیر»[۱۷]. اگر به مستحقان انفاق صدقات آشکار کنید کاری نیکوست ولی اگر در پنهانی به فقیران (آبرومند) رسانید نیکوتر است و خدا به پاداش آن گناهان شما را مستور دارد و خدا از آشکار و نهان شما آگاه است.

در نتیجه ی این تقابل دوستانه حس مودت و انسان دوستی در جامعه نیز زیاد خواهد شد.

ب) سخاوت معنوی (علمی):

همان طور که در تعریف سخاوت نیز آمده است سخاوت نوعی بخشش و انفاق است این انفاق تنها در حیطه ی مسائل مادی نمی گنجد بلکه به هر نوعی از اعطائ و بخشش نیک و هر زمینه ای اطلاق می شود. از این رو نوع دیگری از سخاوت وجود دارد که می توان از آن به بخشش معنوی و علمی یاد کرد. یعنی فردی که بهره مند از علم و دانش و کمال مطلوب می باشد بتواند آن را با همه ی رضایت و باور قلبی خویش به هم نوعش اعطا کند. داشتن چنین ارزش اخلاقی در نهاد آدمی از دیگر صفات برجسته در ائمه ی اطهار(ع) بوده است. بنابراین در دنباله ی مباحث گذشته نوعی صفت بارز اخلاقی دیگر در وجود مبارک امام رضا (ع) مشاهده می شود و آن سخاوت های علمی ایشان است که نه تنها خود مزین به این منابع وسیع بوده اند بلکه دیگران را نیز به داشتن آن و تعلیم و ترویج آن سفارش می نمودند.

«صالح هروی گفت: یک روز از امام رضا (ع) شنیدم که فرمود: خداوند رحمت کند بنده ای را که برنامه و کارهای ما را ترویج نموده و زنده بدارد .عرض کردم: آقا! چگونه برنامه شما را زنده بدارم؟ فرمود: دانش و علوم سخنان ارزشمند ما را بدانند و از کار، برنامه ،سیره و منش نیک ما آگاه شوند از سنّت و سیره­ی ما پیروی می کنند»[۱۸].

 بنابراین فراگیری علم و دانش و ترویج آن به دیگران از جمله سنت های مهم در سیره ی ائمه ی اطهار (ع) بوده است و چون امام رضا (ع) از چنین جایگاهی برخوردار بودند لذا دیگران را نیز سفارش به این امر مهم می نمودند. هم چنین آگاهی به علوم مختلف از قبیل فراگیری زبان ها و لهجه های مختلف مردم از هر قوم و سپس تعلیم آن به دیگران از دیگر نکات مهم و قابل اشاره است که در ذیل به نمونه ای از آن اشاره خواهد شد.

«داود جعفری گفته با مدادی با حضرت رضا(ع) صبحانه می خوردم امام رضا (ع) با برخی از غلامان صقلبی با زبان صقلابی و با برخی به پارسی حرف می زد گاهی من غلام خودم را می فرستادم تا از غلام پارسی زبان آن حضرت پارسی بیاموزد و بسا لغتی بر غلام آن حضرت مشکل می افتاد و حضرت اشتباه او را برطرف می کرد»[۱۹]. بنابراین دارا بودن صفت اخلاقی سخاوت از جمله صفات پسندیده است که در متون دینی مسلمانان به آن بسیار سفارش شده است پیامبر گرامی اسلام می فرماید:«الجنه دار الاسخیاء».[۲۰] بهشت خانه اهل سخاوت است. هم چنین گفته شده است:«آدم سخی به خدا و بهشت مردم نزدیک است و بسا از این صفت که انسان اگر آن را داشته باشد از کشته شدن نجات پیدا می کند خطاب شده به حضرت موسی که سامری را نکش.چون سخاوت دارد».[۲۱]و اینگونه است که اگر آدمی در اوج ذلت و پستی نفس باشد و در عین حال، انفاقات نیک هم در جای خود داشته باشد همین امر می تواند راهگشای او برای رسیدن به پاکی درون شود و مورد بخشش و مغفرت الهی قرار گیرد.

روایت دیگری نیز وجود دارد که دال بر سخاوت های علمی ایشان به دیگران است . امام رضا (ع) هنگامی هم که در مقام مناظره با اندیشمندان مختلف در حوزه ی مسائل گوناگون به بحث و مناظره می نشستند با تعهد به وظایف اخلاقی وانسانی خویش تمامی سوالات را پاسخگو بودند. «ایشان با کمال احترام به یکایک پرسش ها و شبهات و مسائل آنان پاسخ می دهد و از هیچ رویارویی علمی روی برنمی تابد و یک تنه از عهده ی این مواجهه برمی آید و از طرح هیچ شبهه ای از سوی مناظره کنندگان دغدغه ای به خود راه نمی دهد و اینگونه معنای امام بودن را در فرهنگ اسلامی در عرصه ی دید جهانیان می گذارد»[۲۲]. و این بیان کننده ی تسلط ایشان در امر پاسخگویی به سوالات متعدد در حوزه ی مسائل مختلف بوده است و دانشمندان از انوار ان حضرت بهره مند می شدند و همواره اعتراف بر مقام و الای ایشان می نمودند و در واقع سخاوت های علمی ایشان بوده است که باعث شده ایشان این رسالت جهانی را به نحو احسن انجام داده و در معرض دید همگان قرار می دهند.گسترش حیطه ی علم و دانش ایشان و نشر آن به دیگران تنها در جهان مادی نمی گنجد بلکه جن و انس نیز از دریای علم و معرفت ایشان بهره مند بوده اند. فضل اله بن روزبهانی خنجی اصفهانی (م۹۲۷) در شرح این صفت اخلاقی ایشان این چنین روایت می کند: «اللهم وصل و سلم علی الاامام الثامن السید الاحسان السند البرهان حجه اله علی الانس و الجان الذی هو لجند الاولیاء سلطان صاحب المروه و الجود و الاحسان».[۲۳]

بار خدایا درود و صلوات فرست بر امام هشتم. آن حضرت مهتر نیکو خصال، نیکوکار، نیکوسیرت را اشاره به این است که آن حضرت جامع انواع محاسن صوری و معنوی و مکارم خلقی و خلقی بود و گویا نیکویی صفت ذات اوست و احسان ،صناعت و پیشه ی او. او حجت خدای تعالی بر انس و جن است (و این اشاره به آنچه از اوصاف ائمه ی هدی است که ایشان حجت خدای تعالی بر انس و جن اند. روایت کرده اند هم چنان که انسان از آن حضرت تلقی علوم و معارف می کرده اند جن در صحبت آن حضرت حاضر می شده اند و علوم ومعارف را از آن حضرت فرا می گرفته اند و قواعد دین را می آموخته اند.پس آن حضرت حجت خدای تعالی بر انس و جن باشد. و آن حضرت بر لشگر اولیاء سلطان است و صاحب مروت و سخاوت و احسان است.و این اشاره به جود و بخشش آن حضرت است که در عالم مشهود بوده و تمامی ائمه ی هدی اگرچه موصوف به این وصف کامل بوده اند و لیکن آن حضرت را مزید اختصاص به این وصف بوده است و حکایت جود و بخشش و کرم آن حضرت مشهور است .

یکی از مهمترین مسائلی که امروزه باید توجه خاصی و اکید به آن را داشت توجه به نشر علوم و فنون در زمینه های مختلف است با توجه به پیشرفت جوامع بشری و وجود اندیشمندان و عالمان بالاخص در جامعه اسلامی ضرورت نشر و فراگیری علم و دانش روز به روز بیشتر می شود.

از جمله نکات مهم در این رابطه این است که علما و اندیشمندان از علوم مختلفی که از آن بهره مند هستند در جهت انتقال آن به دیگران گام مهمی را بردارند. خوشبختانه در این مورد فعالیت های بسیاری صورت گرفته است گسترش علوم در رشته های مختلف وسعت مراکز و موسسات علمی و آموزشی با وجود انسانهای فرهیخته و دانشمند از جمله آن است.

و اما نکته مهم تر و قابل توجه این است که تمامی این افراد تعلیم دهنده بدانند که نباید در تحت هیچ شرایطی از این رسالت و وظیفه بزرگ و معنوی خویش سرباز زنند بلکه همواره همه ی سعی و هم آنها در جهت تعلیم هرچه بیشتر و بهتر علوم و شکوفایی انسانهای بااستعداد در زمینه های مختلف علمی باشد. بنابراین این نوع سخاوت ریشه در وجدان پاک آدمی دارد. زیرا او نیز خواستار این است که دیگران نیز همانند او بتوانند بهره مند از تمامی علوم سازنده و نیک باشند. بنابراین با درونی کردن این صفت نیک در نهاد آدمی می توان جامعه ای کاملاً پویا و سازنده در جهات مختلف علمی را پایه گذاری نمود.

۳- زهد و پرهیزگاری:

«زهد عبارت است از بی رغبتی به دنیا و اینکه با قلبت طالب دنیا نباشی مگر به قدر ضرورت .امام علی (ع) می فرماید: الزهد فی الدنیا قصر الامل و شکر کل نعمته و الورع عن کل ما حرم اله عزوجل. زهد از دنیا عبارت است از کوتاه کردن آرزو و شکر هر نعمت و پرهیز از تمام آنچه که خداوند حرام کرده است»[۱].

نکته ی حائز اهمیت این است که زهد به معنی ترک کردن تمامی وظایف و تکالیف دنیوی نیست بلکه به معنی قانع بودن به امکانات دنیوی در حد نیاز و قطع نظر کردن از غیر خدا است تا در نهایت همه ی اینها آدمی به آن پاداش و درجات معنوی و اخروی برسد. امام علی (ع) درباره بی اعتباری و زودگذر بودن دنیا می فرماید:«الدنیا خلقت لغیرها و لم یخلق لنفسها»[۲]. دنیا برای دیگری آفریده شده است و برای خود آفریده نشده است. دنیا راهی است به آخرت که باید آدمی در آن بندگی کند تا پاداش یابد نه آنکه همیشگی باشد که فقط در آن خوش بگذراند.

 پس خوش به حال کسی که توشه ای از زهد و تقوا داشته باشد. این فضیلت نیک در بین تمامی انبیاء الهی و ائمه ی معصومین (ع) وجود داشته است. زیرا آنها با داشتن چنین صفات برجسته ای برگزیده شده اند برای هدایت مردم تا همگی این انسانهای وارسته و بزرگ را سرلوحه ی زندگی خویش قرار دهند.

پیشوای هشتم شیعیان اسلام، امام رضا(ع) نیز آراسته به این مرتبه ی نیک بوده اند تا جایی که تمامی مردم و حتی گروههای مختلفی که به دیدن ایشان می آمدند و ایشان را از نزدیک ملاقات می کردند قائل به این امر بودند زیرا که ایشان زهد و مراتب آن و وارستگی را در تمامی جوانب زندگی رعایت می کردند و با آگاهی از حقیقت زندگی و عاقبت خویش و پرهیز از دنیاپرستی به فضل و معرفت و زهد واقعی رسیدند و از این جهت برگزیده ی خداوند شدند. «در نثر الددر آمده است که گروهی از صوفیان در خراسان به امام رضا(ع) وارد شدند و به آن حضرت عرض کردند که امیرالمومنین (ع) درباره ی امری که خداوند بر عهده ی او گذاشته اندیشه کرد و دریافت که شما اهل بیت از همه ی مردم به امانت و پیشوایی امت سزاوارترید. سپس به اهل بیت نظر انداخت و دانست که تو از همه ی آنان شایسته تری .از این رو بر آن شد امر خلافت را به شما بازگرداند. اکنون امت به پیشوا و رهبری نیازمند است که جامه اش خشن و طعامش ساده باشد و بر الاغ سوار شود و از بیمار عیادت کند»[۳].

با سرلوحه قرار داده این الگوی اخلاقی و ترتبیتی باید دانست که یکی از نکات مهم در امر هدایت و رهبری جامعه برای کسی که خواهان اداره کردن و مدیریت یک بخش یا جامعه ای است این است که خودش را هم سطح با مردم زمان و عصر خویش سازد. در پرتو این سازگاری است که ارتباط هرچه بیشتر و صمیمانه تر مردم و رهبری جامعه برقرار می شود.  نیز اعتقاد متقابلی را بین مردم و رهبر فراهم می سازد و نهایتاً موفقیت مدیریتی را به همراه خواهد داشت. پس با تامل در سیره ی اخلاقی امام رضا(ع) مشاهده می شود که ایشان هم به عنوان فردی که مسئولیت هدایت و رهبری جامعه ی مسلمین را به عنوان ولی عهد خلافت مامون دارند در سراسر زندگی شان به این امر مهم پای بند بوده اند. «اباصلت هروی می گوید: امام غذایی ساده داشت و خوراکی اندک. بنابراین هنگامی که تنها و از صحنه ی زندگی عمومی دور بود روش آن حضرت با طبیعت او که دوری گزیدن از پدیده های پوچ و زخارف دنیاست هماهنگی داشت. او حتی زمانی که رسماً ولی عهد خلافت بود از همان زهد و پارسایی و ساده زیستی جدایی نداشت»[۴].

زهد و وارستگی است که باعث می شود انسانی که خواهان رشد و کمال در مسیر هدایت است بتواند با موفقیت در این شاهراه قرار گیرد و تمام موانعی که انسان را از این مسیر دور می سازد را کنار بزند. این دنیا محل گذر است پس نباید به آن وابسته بود بلکه با وارستگی از دنیا و بی اعتنایی به ارزشهای پوچ و فریبننده آن است که می توان بالاترین درجه ی خودسازی و زهد و پرهیزگاری رسید. همچنین روایت دیگری نیز وجود دارد که تصریح به زهد و وارستگی این امام همام دارد. «علی بن محمد، عن سهل بن زیاد، عن علی بن محمد القاسانی قال: اخبرنی بعض اصحابنا انه حمل الی ابی الحسن الرضا مالاله خظر فلم اره سر به قال: فاغتممت لذلک و قلت فی نفسی: قد حملت هدا المال و لم یسر به فقال: صب علی الماء قال: فجعل یسیل من بین اصابعه فی الطست ذهب ثم التفت الی فقال لی: من کان هکذا (لا) یبالی بالذی حملته الیه».[۵]

علی بن محمد قاسانی می گوید: پول بسیاری را نزد امام رضا(ع) آوردم ولی آن حضرت از این شادمان نگشت. من اندوهگین شدم و با خود گفتم :چنین پولی برایش می آورند و او خوشحال نمی شود. امام فرمود: ای غلام آفتابه و لگن بیاور سپس بر روی تختی نشست و دستش را گرفت و به غلام فرمود: آب بریز راوی می گوید همینطور طلا بود که از میان انگشتان در طشت می ریخت سپس متوجه من شد و فرمود: کسی که چنین است به پولی که تو برایش آورده ای اعتنایی ندارد.

آری امام رضا(ع) چنین بود که با همه ی امکانات مالی و دنیوی که داشت اما نسبت به همه ی آنها بی اعتنا بود ایشان در واقع ادامه دهنده و پیرو سنت و سیره ی نبوی هستند چراکه پیامبر اکرم نیز این چنین زندگی می کردند.

بنابراین برای انسان عاقل و عالمی که از این دنیای مادی ماورای آن را می بیند تا بتواند به حقیقت راستین دست یابد این دنیای سراسر از ریا و تزویر برای او جایگاهی ندارد. پس خود را اسیر تعلقات مادی و شهوانی نمی کند. بلکه همواره تلاش و فعالیت او در این دنیا در راه رسیدن به مقامات روحی و معنوی در جهان دیگر است.

امام رضا(ع) می فرماید:«هرکه صبح و شام کند و بدن او صحیح باشد و از کسی مضطرب و خائف نباشد و قوت شبتنه روز خود را داشته باشد گویا که همه ی دنیا از برای او برای او جمع است و شکی در این نیست».[۶]

امید است که با پند گرفتن از رهنمودهای این بزرگان و پرهیز از زخارف پوچ دنیوی، در آن صراطی قدم بگذاریم که مورد رضای الهی است.

۴- ادب:

یکی از اصول مهم در تمامی تعاملات اجتماعی که لازمه ی آن رعایت هنجارهای یک جامعه مطابق با موازین و اصول حاکم بر یک جامعه است رعایت ادب و احترام هم به شخصیت خویش و هم به دیگران است که در صورت عدم داشتن چنین ویژگی بارز شخصیتی دیگران آن طور که باید و شاید به شخصیت متقابل احترام نمی گذارند. زیرا که او را شایسته ی چنین عزت و احترامی نمی بینند. بنابراین رعایت هنجارهای یک جامعه بالاخص در یک جامعه ی اسلامی امری لازم و ضروری است. بنابراین سنن و قوانینی که در جامعه حکم فرماست از همان هنجارهای مخصوصی برخوردار است که بر همه ی افراد جامعه لازم و ضروری است که آنها را رعایت کنند. در سیره ی پیشوایان دینی به نمونه های متعددی از برخوردهای مودبانه ی ایشان دست می یابیم. و گفته اند «کمال ادب هیچ کس را نبود مگر انبیاء و صدیقان را»[۷].

در وجود مبارک امام رضا(ع) نیز این صفت اخلاقی بسیار مشهود است از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده که گفته:«من ابوالحسن الرضا(ع) را هرگز ندیدم که سخن کسی را پیش از فراغ از آن قطع کند. هرگز پاهای خود را جلوی هم نشین دراز نمی کردند و هرگز ندیدم آب دهان بیندازد و هرگز ندیدم که امام رضا(ع) با سخنش کسی را ناراحت کند و برنجاند».[۸]

آیا به کار گرفتن چنین منش اخلاقی و رفتاری در جامعه ی کنونی ما که آدمی از نبود موازین اصلی و اخلاقی و یا عدم رعایت حقوق انسانی رنج می برد لازم و ضروری نیست؟ قرآن کریم می فرماید: «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزع بینهم ان الشیطن کان للانسن عوا مبینا».[۹]

(ای محمد) بندگانم را بگو که همیشه سخن بهتر را به زبان آرید که شیطان چه بسیار میان شما دشمنی و فساد می انگیزد زیرا دشمنی او با آدمیان واضح و آشکار است. (منظور از بهترین سخن بهترین از نظر توام بودن با فضایل اخلاقی و انسانی است و ترک قول احسن و کشیده شدن به سوی لجاجت و مخاصمه سبب می شود که شیطان در میان آنها رسوخ کرده و فتنه ایجاد کند)[۱۰].

بنابراین رعایت ادب و خش لحنی در سیره ی اخلاقی و عملی ائمه ی معصومین امری کاملاً طبیعی بوده است که در ابتدای امر خود را ملزم به رعایت کردن این صفت اخلاقی کرده اند و بعد دیگران را متذکر شده اند.  این یک الگو و سرلوحه ی اخلاقی برای همه ی مسلمانان است و برماست که از آن پیروی کنیم.

۵- صبر و استقامت:

 

 فهرست

فصل اول: طرح تحقیق
۱- مقدمه
۲- اهمیت و ضرورت
۳- پیشینه ی تحقیق
۴- اهداف تحقیق
۵- روش تحقیق
۶- محدودیت های تحقیق و پیشنهادات
۷- معانی لغوی واژه ها
فصل دوم: یافته های تحقیق
بخش اول: اخلاق فردی
مقدمه
۱- عبادت
۲- سخاوت
۳- زهد و پرهیزگاری
۴- ادب
۵- صبر و استقامت
بخش دوم: اخلاق سیاسی
مقدمه
۱- مسئولیت پذیری
۲- رعایت امانت
۳- التزام به تعهدات
۴- برخوردهای مودبانه با دستگاه حاکم
الف- عمل به سیره ی پیامبر اکرم
ب- موعظه
۱- رهنمودهای اخلاقی امام به مامون
۲- رهنمودهای اخلاقی امام به شیعیان
۳- احقاق حقانیت امور در حوزه ی سیاسی
بخش سوم: اخلاق خانوادگی
مقدمه
۱- محبت و مهرورزی با اعضای خانواده
۲- محبت به خدمتکاران و غلامان
۳- تامین مخارج زندگی
بخش چهارم: اخلاق مردمی
مقدمه
۱- حسن خلق نسبت به دیگران
۲- همدلی امام (ع) با توده ی مردم
الف- ناکامی مامون در سیاست های عوام فریبانه
ب- تلاش امام (ع) در جهت اعتلای اسلام
فصل سوم:
جمع بندی و نتیجه گیری
فهرست منابع و مآخذ