پایان نامه اطعمه و اشربه معمول و مرسوم مردم در عصر عباسیان
banner-promise

لينک دانلود فايل پس از پرداخت وجه به ايميلتان ارسال و همچنين در فاکتور شما فعال مي شود.

در صورت داشتن هر گونه سوالي در مورد محصولات سايت ميتوانيد با شماره 09303735383 تماس بگيريد.

در تمام لیست ها شماره تلفن داخل فایل اصلی خریداری شده موجود است.

تماس از طریق تلگرام

پایان نامه اطعمه و اشربه معمول و مرسوم مردم در عصر عباسیان

 شناسنامه محصول

نوع فایل  ورد-Word قابل ویرایش و پرینت با کیفیت بالا
نحوه ارسال ایمیل – دانلود از سایت
تعداد صفحات  ۲۵۰ صفحه

9,500 تومان

  • توضیحات

توضیحات محصول

چکیده:

موضوع تحقیق اطعمه و اشربه معمول و مرسوم مردم در دوره عباسیان از ابتدا تا سال ۶۵۶(ه.ق) است و پژوهش حاضر شامل معرفی باب فقهی و آداب دینی اطعمه و اشربه (حلال و حرام)، تجارت و بازرگانی و محصولات آن دوره، ادیان گوناگون و تأثیر آنها بر روی اعراب بخصوص در باب خوردنیها و آشامیدنیها، جشن‌ها و اعیاد اسلامی، رسوم دارالخلافه در این رابطه، غذای اعراب و انواع مختلف آن، وسایل و ظروف طبخ غذا و… می‌باشد.

در دوره پیش از عباسیان، نوع تغذیه مردم غالباً ساده بود و معمولاً از غذاهایی مانند شیر و خرما، عسل و گوشت استفاده می‌شد اما در این دوره تنوع اطعمه و اشربه بیشتر شد. عامل ایجاد این تنوع، برخورد با ملل و ادیان مختلف بخصوص ایرانیان و مسیحیان بود. ایرانیان که به عنوان یکی از عوامل اصلی شکل گیری این حکومت بودند تا مدتهای زیادی در امور مربوط به خلافت نقش داشتند و طبخ بسیاری از غذاها از آنها فرا گرفته شد بخصوص در زمان هارون‌الرشید که اوج توجه به غذاها و پخت و پزهای متفاوت بود و در زمان معتصم نیز که شروع ورود ترکان به دربار بود حضور ایرانیان کمرنگ شد و اعراب تحت تأثیر ترکان قرار گرفتند و این تأثیرگذاری در تمام جنبه‌های مختلف حتی در نوع تغذیه آنها دیده می‌شود.

نتیجه اینکه در پژوهش حاضر، انواع اطعمه و اشربه معمول و مرسوم در دوران عباسیان مورد بررسی و تحقیق قرار داده شد و مباحثی از جمله اغذیه حرام و حلال و انواع اشربه و اطعمه و تأثیر ملل مختلف مخصوصاً ایرانیان بر نوع و سبک غذاهای اعراب و تأثیر ادیان گوناگون بخصوص مسیحیان بر اشربه(مشروبات الکلی)، براساس منابع و مآخذ موجود نوشته شده است.

مقاله حاضر در ۵ فصل طراحی شده است که در فصل اول درباره کلیات مقاله، در فصل دوم درباه فلسفه غذا خوردن و آراءمعصومین علیهم السلام در این رابطه، آداب سفره و غذا خوردن وآراء معصومین علیهم السلام در این رابطه، آداب آشامیدن و غذاها و آشامیدنی های حرام توضیح می دهد. در فصل سوم درباره پیشینه بازرگانی و تجارت در بین اعراب قبل از اسلام و در صدر اسلام، محصولات، بغداد و بازارهای آن در عصر عباسیان، تأثیر ادیان بر تجارت اسلام، جشن ها بحث می شود. در فصل چهارم آداب و رسوم معیشت در عصر عباسی و فصل پنجم تغذیه در عصر عباسی را بررسی می کند.

واژه های کلیدی: اطعمه و اشربه، حکومت عباسیان، حلال و حرام، ایرانیان، سبک غذا،آداب و رسوم

معرفی منابع

درباره آشپزی آثار مختلفی وجود دارد. برخی از این آثار ضمن توجه به این امر، به امور اجتماعی وابسته به خوراک مانند آداب سفرف و نوع غذا و پرهیز و آشامیدنیها و… نیز می‌پردازد. کهنترین اثر آشپزی در دسترس از آن ابوجعفر محمد بن مظفر بن نصر بن سیار الوراق (متوفی آغاز سده چهارم) می‌باشد به نام الطبیخ و اصلاح الاغذیه المأکولات[۱] که نسخه خطی آن در دست است و دارای ارزشی والایی می‌باشد. این کتاب نه تنها به مسائل مربوط به آشپزی پرداخته بلکه به منافع و مضار خوراکها هم توجه کرده و مربوط به اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری قمری می‌باشد. نویسنده این کتاب به کتابهای آشپزی خلفای عباسی آن زمان دسترسی داشته و اثر او جالب توجه است. از کتب دیگر در این زمینه کتاب الطبیخ اثر محمد عبدالکریم الکاتب بغدادی(م ۶۳۷ه.ق) و کتاب الوصلی الی الحبیب فی وصف الطیبات و الطیب اثر کمال الدین ابن العدیم (م۶۶۰ه.ق) می‌باشد. این کتب از آثار جنبی ارزنده به شمار می‌رود. کتاب الطبیخ بغدادی در قرن سیزدهم میلادی نوشته شده و شیوه اصطلاحات آشپزی آن دوران را تا حدود زیادی نشان می‌دهد. با گذشت زمان آشپزی موضوع ویژه‌ای شد برای بررسی، و گروهی در آن زمینه رساله‌هایی نوشتند که به اسامی آنها اشاره خواهد شد.

نویسندگان به فن طباخی توجه زیادی می‌کردند حتی علی بن هارون معروف به منجم که همنشین خلفا بود و ابراهیم بن مهدی خلیفه‌زاده موسیقیدان و جحظه، شاعرِ ماهر، کتابهای طباخی نوشته‌اند.

مورخ مشهور ابن مسکویه کتابدار عضدالدوله، تألیفی متقن و منظم که شامل اصول پخت و پز و نکات بدیع بود به نام «فی ترکیب الباجات من الاطمعه» فراهم آورد.[۲] در اینجا پاره‌ای از کتبی که در باب اطعمه و اشربه نوشته شده است نام برده خواهد شد:

کتاب الطبیخ و اصلاح الاغذیه‌المأکولاه از ابوجعفر محمد بن مظفر بن نصر بن سیار الوراق، از نسخ خطی در دسترس که منحصر به فرد بوده و در کتابخانه بادلیان، آکسفورد، هانت تحت شماره۱۸۷ مضبوط است، کتب الطبیخ اثر الکاتب البغدادی و الوصلی الی الحبیب از ابن العدیم و افرادی مانند حارث بن بشخیز، ابراهیم بن مهدی، علی بن عبداللّّه بن عباس بن عبدالمطلب، ابن ماسویه، مخبره، علی بن یحیی منجم،[۳] جحظه، رازی کتبی به نام الطبیخ نوشته‌اندکه بعداً اشاره خواهد شد. همچنین ابو اسحاق ابراهیم بن عباس بن محمد بن صولی کاتب و ابو علی احمد بن اسماعیل بن خصیب انباری «فطاحه» کتب خود را الطبیخ نامگذاری کرده‌اند. از کتب و آثار ابوبکر محمد بن زکریای رازی: الطبیخ، الطبیخ للمرضی،الحاوی و سیمی الجامع الحاصر لصناعهالطب،این کتاب دوازده قسمت است که قسمت چهارم آن در قوای دواها و غذاها و تمام موادی که در طب مورد نیاز است می باشد.کتاب فی الطعمهالمرضی، کتاب دفع مضار الاغذیه، کتاب فی المسکر، رسالته فی العله التی لها لا یوجد شراب یفعل الشراب الصحیح بالبدن، کتاب الشراب.[۴] کتاب دیگر او المنصوریّه است که به نام شاهزاده منصور نوشته شده و مشتمل بر ده کتاب است که یکی از آنها درباره اغذیه و ادویه می‌باشد.[۵]

_از آثار جحظه:الطبیخ، السکباج(ابوالحسن احمد بن جعفر موسی بن خالد برمک.

_نضر بن شمیل: نضر بن شمیل بن خرشه بن یزید بن کلثوم بن عنتره بن (عمربن) جلهمه بن حجر بن خزاعی بن مالک بن عمر بن تمیم از مردم بصره بود که در مرو روذ(از شهرهای خراسان) از شهرهای مازن،اقامت داشت و در سال ۲۰۳ یا ۲۰۴(ه.ق) وفات یافت و از کتابهای او کتاب الصفات است که مشتمل بر چند کتاب است. بنا به نقل ابن کوفی جزء سوم آن درباره گوسفندان، پرندگان، آفتاب، ماه، شب، روز، شیرهای آشامیدنی و سماروغ، چاهها، حوضها، ریسمانهای آبکشی ودلو چاه و صفات شراب است.

ابن بشار: احمد بن سلیمان بن بشار استاد ابو عبداللّه کوفی وزیر، کتاب الشراب و المنادمه.

_اسحاق بن ابراهیم موصلی کتاب الشراب.

_عبید‌اللّه بن احمد بن ابو طاهر مکنی به ابوالحسین: کتاب السکباج و فضائلها

_ابوالقاسم عبیداللّه بن احمد خرداذبه:کتاب الطبیخ، کتاب الشراب.

_یحیی بن ابو منصور موصلی:کتاب الطبیخ

_ابوعبداللّه محمد بن خلف بن مرزبان: کتاب الشراب

 _ابوالقاسم علی‌بن محمد بن شاه طاهری، کتاب الخبز(والجبن) و الزیتون کتاب حرب اللحم و السمک

_ابو محمد بن مبشر ثقفی (از معتزلیان بغداد): کتاب الاشربه

_جاحظ، عمرو بن بحر بن محبوب(م ۲۵۰ه.ق)، کتاب الحیوان، کتاب البخلاء، کتاب الشارب و الشراب، رسالته فی مدح النبیذ، رسالته فی ذم النبیذ، رسالته فی اثم السکر.

_ابن ابوالدنیا، عبیداللّه بن محمد مکنی به ابوبکر: کتاب ذم المسکر.

_علوی رسّی، قاسم بن ابراهیم بن صاحب صعده، کتاب الاشربه.

_عیاشی، ابونصر محمد بن مسعود: کتاب الاشربه.

_محمد بن حسن مکنی به ابوعبداللّه: کتاب الشرب، کتاب الصید و الذبائح.

_ابوالحسن عبیداللّه بن حسن کرخی: کتاب الاشربه و تحلیل نبیذ التمر.

_شافعی، ابوعبداللّه محمد بن ادریس: کتاب الطعام و الشراب، کتاب الاشربه ، کتاب الصید و الذبائح.

 _ابوسلیمان داود بن علی بن خلف اصفهانی، کتاب الشرب، کتاب تحریم المسکر، کتاب الاشربه، کتاب الاطعمه.

_حسن و حسین اهوازی [فرزندان سعید، از اصحاب امام رضا(ع)]، کتاب الاشربه.

_ابوعبداللّه احمد بن حنبل: کتاب الاشربه.

_علی بن عبیده ریحانی،کتاب مدح نبیذ.

_ابوزکریا یوحنا بن ماسویه:کتاب دفع ضرر الاغذیه.

_علی بن زیل بالام، ابوالحسن علی بن سهل طبری کاتب مازیار بن قارن: کتاب منافع الاطعمه و‌ الاشربه و العقاقیر.

_عیسی بن ماسه: کتاب قوی الاغذیه.

_عیسی بن ماسرجیس: کتاب قوی الاطعمه و منافعها و مضاربها، کتاب الروایح و الطعوم.

_شابور بن سهل [رئیس بیمارستان جندیشابور (م۲۵۵ ه‍.ق): کتاب قوی الاطعمه و مضارها و منافعها.]

_کندی، ابویوسف یعقوب بن اسحاق بن صباح بن عمران بن اسماعیل: رساله فی صنعهالاطعمه، من  غیر عناصرها، کتاب رسالته فی تغیّر الاطعمه.

_حنین بن اسحاق عبادی: کتاب الاغذیه (سه مقاله)، کتاب اللبن(یک مقاله)، کتاب آلات‌الغذا(سه مقاله)

_ابومعشر جعفر بن محمد بلخی: کتاب السهام (سهام خوردنیها و پوشاکیها و بوئیدنیها و ارزانی و گرانی و حکم درباره آنها).

کتاب عیون المسائل و الجوابات (اخبار خرمیان و مذهبشان و شرابخواری و شهوترانی و طرز عبادتشان را جمع کرده).

_ابوالحسن علی بن محمد بن عبداللّه بن یوسف مدائنی: کتاب الحیوان، کتاب الاکله

_ابوعبیداللّه محمد بن عمران بن موسی بن سعید بن عبداللّه(خراسانی بوده)، مرزبان، کتاب المدیح(در میهمانی و دعوت و آشامیدنیها و در حدود پانصد ورق بوده است).

_هشام بن محمد بن سائب بن بشر هشام کلبی:کتاب اسواق العرب.

_ابومحمد عبداللّه بن مسلم بن قتییه کوفی، متولد همانجا که به مناسبت قاضی بودنش در دینور دینوری نامیده می‌شود.

کتاب عیون‌الاخبار او مشتمل بر ده کتاب است که یکی از آنها الطعام نام دارد.

_یوسف بن ابراهیم دبیر رفیق ابراهیم بن مهدی، المطببین مع الملوک فی المآکل و المشارب و اللابس و غیر ذلک.

_ابوعلی سینا از معروفترین اطبای اسلام،نفیس ترین کتاب او، کتاب قانون است که در آن فیزیولوژی، حفظ الصحه، امراض، معالجات و خواص الادویه بحث به عمل آمده است. [۶]

کلاً از کسانی که رساله‌هایی در رابطه با اطعمه و اشربه نوشته‌اند می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:

حارث بن بشخیز (حدود سده سوم)، ابراهیم بن مهدی (م ۲۲۴ ه‍.ق)، یوحنا بن ماسویه (م۲۴۳ ه‍. ق)، ابراهیم بن العبّاس الصولی (م۲۴۳ ه‍.ق)، علی بن یحیی المنجّم (م۲۵۷ ه‍.ق)، احمدبن الطیّب السرخسی (همزمان با معتضد خلیفه)، احمد بن جعفر، جحظه (م۳۲۵ ه‍.ق)، ابوبکر محمد بن زکریای الرازی (م۳۱۳ ه‍.ق)، مخبره (نحوی دربار معتضد)، حنین بن اسحاق (م۲۶۰ ه‍.ق)، ابن مندویه اصفهانی (م۳۷۲ه‍.ق)، مسکویه (م۴۲۰ ه‍.ق)، احمدبن طاهر، ابن خرداذبه (م۳۰۰ ه‍.ق)، یحیی بن ابی منصور الموصلی (همزمان با ماُمون)، ابن الشاه الظاهری (م سده چهارم ه‍.ق)، داود بن علی (م ۲۷۰ ه‍.ق)، ابن دایا (م ۳۴۰ ه‍.ق)[۷]

از کتب و آثار دیگر در این باره می توان به آثار زیر اشاره کرد:

فوائد الوائد و رساله آداب المآکله به ترتیب از ابن الجزارّ (م ۶۷۹ ه‍.ق) و محمد بن الغزّی (م۹۸۴ ه‍.ق) گذشته از این منابع و برخی آثار دیگر نیز با فصلها و مطالبی برخورد می ‌کنیم که درباره هنر صحبت کرده است مانند عقد‌الفرید (ابن عبدریه)، منهاج البیان فیما یستعمله الانسان (ابن جزله)، محاضرات الادباء (راغب)، مخصص از ابن سیده، ذخیره خوارزمشاهی (جرجانی) و نیز رساله فی السکر شرح الأرجوزه البطیخه (میبدی)، وسائل‌الشیعه (حرعاملی)…

کتبی در باب طب وجود دارد که در این باره به مطالبی  اشاره می‌کند مانند تحفه حکیم مؤمن(محمد مؤمن حسینی طبیب)، مخزن الادویه(عقیلی خراسانی) و یا همانطور که اشاره شد کتب مربوط به رازی و ابن سینا و… .

در قسمتهای بعدی این فصل مطالبی در رابطه با برخی از کتب که در این مجموعه تا حدودی مورد استفاده قرار گرفته است به اجمال آورده خواهد شد.علاوه بر این کتب کتابهای تاریخی و ادبی فراوانی نیز وجود دارد که ضمن بیان سرگذشتها و وقایع، تا حدودی به وضعیت اطعمه و اشربه در آن دوره اشاره کرده است. البته تعداد این کتب که به بحث در امور تاریخی ،سیاسی و اجتماعی پرداخته‌اند بسیار است ولی در این مجموعه به برخی از آنها اشاره کوتاه و مختصری می‌شود از جمله:

– «زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان / محمد مناظر احسن، ترجمه مسعود رجب نیا»

این کتاب درباره زندگی و آداب اجتماعی مردم در عصر عباسیان می‌باشد و شامل هفت فصل است که در هر فصل به گوشه‌ای از زندگی عباسیان پرداخته است از جمله:پوشاک، خانه و اثاث، شکار، بازیها،جشنها و یک فصل نیز به خوراک اشاره شده که در این زمینه اطلاعات جامعی در اختیار خواننده قرار می‌دهد.فصل نخست کتاب به منابع مهم پرداخته است.

– «کتاب‌الطبیخ/محمد بن الحسن بن محمد الکاتب بغدادی»

این کتاب درباره طعام و آشپزی معمول و مرسوم در عصر عباسیان می‌باشد و در ده باب نوشته شده است از جمله: خوراکهای گوشتی، غذاهای گیاهی، خوراکهای مرغ، ترشیها و چاشنیها، غذاهای ماهی، شیرین کننده‌ها و رنگ کننده‌ها و انواع آن، سوپها و آشها.

 – «تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری/ آدام متز »

در این کتاب به بررسی جلوه‌های گوناگون تمدن اسلامی، از جمله علم و اقتصاد و تشکیلات اداری و اجتماعی و ادبیات در قرن چهارم هجری / دهم (میلادی عصر طلایی یا رنسانس اسلامی) پرداخته شده‌ و مؤلف توضیحاتی در باب خلفای عباسی (از متکفی به بعد) و فاطمی و امیران دیگر دولتهای محلی ارائه داده‌ است. در این کتاب در رابطه با رسوم دارالخلافه، اخلاق و عادات، احوال معیشت، وضع شهرها، جشنها، محصولات، صنایع، بازرگانی و… اطلاعات سودمندی داده شده‌است. مؤلف بیشتر به بغداد و قاهره توجه کرده است.

– «تاج/ ابوعثمان عمر بن بحر الجاحظ»

کتاب از چهار باب تشکیل شده: باب اول درباره آداب حضور در خدمت شاهان، باب دوم در آداب غذا خوردن و همسفره شدن با شاهان، باب سوم در مراتب ندیمان، باب چهارم در صفت ندیمان است. در این کتاب به آداب ایرانیان قدیم و تأثیرپذیری اعراب از آنان توضیحاتی داده شده است.

– «شرح الارجوزه البطیخه/ السید احمد المیبدی (م۱۳۱۳ ه‍.ق)»

در این کتاب به میوه‌ها به خصوص خربزه اشاره شده است و مشتمل بر ده فصل است که عبارتند از حکمت خلق میوه، اثر دارویی خربزه، علت برتری آن، کیفیت و حالات خوردن آن و نوع هندی آن.

– «دانشنامه احادیث پزشکی/ محمدی ری‌شهری، ترجمه دکتر حسین صابری»

کتاب در رابطه با مسائل پزشکی و آداب خوردن و آشامیدن و خواص برخی از خوراکیها می‌باشد و شامل پنج بخش می‌باشد:پزشکی، بیماری، مباحث مربوط به اندام‌ها و دستگاه‌های بدن، تأثیر خوردن و آشامیدن در سلامت و بیماری، درمان با غذاها و گیاهان دارویی.

– «مروج‌الذهب و معادن‌الجواهر تألیف ابوالحسن علی بن حسین مسعودی»

وی در زمینه‌های مختلف دانش مطالعاتی انجام داد و مشاهده‌ها و ایده‌های خود را، در آثار زیادی ثبت کرد که ۳۶ اثر از آنها در الفهرست آمده ولی تنها متن کامل دو اثر او باقی مانده است که عبارتند از:

مروج‌الذهب و معادن‌الجواهر (مرغزاران طلا و معادن سنگهای گرانبها) و کتاب التنبیه و الاشراف (کتاب هشدار و نظارت) است.

مروج اولین تاریخ جهانی است که تا به حال نوشته شده‌است. او در این کتاب به تاریخ کل جهان از آغاز خلقت تا زمان حیات مؤلف اشاره نموده است. این اثر در ۱۳۲  باب و دو بخش پیش از اسلام و دوره اسلامی تدوین یافته‌است. موضوعات بخش نخست با ذکر داستان خلقت آدم آغاز شده و تا روزگار ابراهیم(ع) ادامه یافته است.

مؤلف سپس به بررسی مبنای تقویم نزد ملتها پرداخته و آنگاه بخش تاریخ اسلام را با بررسی سیره پیامبر(ص) آغاز کرده‌است. روش کار مؤلف در این بخش، موضوعی – حولیه‌‌نگاری است، به این ترتیب که ذیل نام هر خلیفه، پس از ذکر شرح حال او، حوادث مهم روزگار وی را به ترتیب وقوع بر اساس سالهای هجری شرح داده و شرح حوادث را تا خلافت المطیع‌للّه (۳۳۴-۳۶۳ ه‍.ق) و سال ۳۳۶ قمری ادامه داده‌است. برخی کتاب را دائرهالمعارف تاریخی آن عصر دانسته‌اند.

-«العقد الفرید / ابن عبدربه اندلسی»

دائرهالمعارف گونه و جُنگی ادبی است به زبان عربی، از نویسنده و شاعر اندلسی (۲۴۶-۳۲۸ ه‍.ق) و حاوی مطالب گوناگون تاریخی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ادبی آن روزگار. مؤلف کتاب را به ۲۵ بخش تقسیم کرده و موضوعات متناسب با هر عنوان را ذیل آن قرار داده است از جمله: حکومت، جنگ، علم و ادب، مشروبات و مأکولات، موسیقی و غنا، ایام‌العرب و…

– «کتاب الفهرست / محمد بن اسحاق ندیم»

از آثار قرن چهارم هجری و از قدیمی‌ترین کتابشناسیهای جهان اسلام و حاوی اطلاعات گرانقدری در تاریخ علوم از آغاز پیدایش تا زمان تألیف کتاب (۳۷۷ ق) و فهرستی است از کتب دانشمندان عرب و غیر عرب در رشته‌های گوناگون علمی به زبان و خط عربی. کتاب به ده مقاله و هر مقاله به چند فن تقسیم شده و ذیل هر فن – که در واقع یکی از علوم آن عصر است– تاریخچه‌ آن علم، نام دانشمندان صاحب اثر در آن موضوع و شمه‌ای از شرح حال آنان و نام و آثارشان آورده‌ شده است. در این کتاب به آثار نوشته شده درباره اطعمه و اشربه (حتی مواردی که در حال حاضر ممکن است از بین رفته باشد) و به نویسندگان آن اشاره شده است.

– «تاریخ عرب / فیلیپ خلیل حِتی»

این کتاب تحقیقی است درتاریخ سیاسی، اجتماعی وفرهنگی اسلام و به تعبیری سرگذشت اقوام عرب، از روزگار قدیم تا پیروزی عثمانی. مطالب در شش بخش تنظیم شده است که یک بخش آن مربوط به وقایع دوران اموی و عباسی و بیان اوضاع علمی و فرهنگی و.. این عصر و در نهایت سقوط عباسیان می‌باشد.

– «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم / ابو عبدالله محمد بن مقدسی»

از منابع کهن و معتبر جغرافیایی مربوط به اواخر قرن چهارم هجری است که علاوه بر اشتمال بر اطلاعات جغرافیای طبیعی، حاوی اطلاعات گوناگون تاریخی، اقتصادی ، اجتماعی است. عمده نوشته‌های مؤلف بر اساس مشاهدات خود اوست.

– «سفرنامه ناصر‌خسرو/ ناصر بن خسرو قبادیانی مروزی (متوفی ۴۸۱ ه‍.ق)»

در زمره آثار جغرافیایی می‌باشد و شرح سفر هفت ساله مؤلف است. سفر او از خراسان به مکه صورت گرفته و در این سفر از شهرهای زیادی دیدن کرده است و از طرز معیشت و آداب و رسوم مردم هر دیار، اطلاعات بسیاری به دست داده‌است. این کتاب از لحاظ جغرافیایی تاریخی و از جهت آشنایی با اوضاع و احوال جوامع و مراکز مهم تمدن اسلامی تا اواخر دوران عباسی اثری سودمند است.

«الاغانی/ ابوالفرج علی‌بن‌حسین الاصبهانی(۲۴۸-۳۵۶ ه‍.ق)»

از آثار قرن چهارم هجری و دایرهالمعارفی است در موسیقی عرب و تذکره نغمه پردازان عرب از جاهلیت تا عصر مؤلف که به زبان عربی می‌باشد. به علاوه، حاوی اطلاعات سودمند تاریخی از جمله آیین کشوری و تشریفات زندگی خصوصی خلفا و رجال دولت می‌باشد.

– «معجم البلدان / شهاب الدین ابن عبدالله یاقوت الحمری الروی البغدادی»

نخستین فرهنگ اعلام جغرافیایی به زبان عربی است که در نیمه اول قرن هفتم هجری تدوین یافته (۶۲۱ق). این فرهنگ که به ترتیب الفبایی مرتب شده شامل اطلاعات جغرافیایی آن دوره است. مؤلف، علاوه بر اطلاعات جغرافیایی، در بسیاری موارد به ذکر تاریخ و فرهنگ و ادب آن محل پرداخته و از این رو کتاب گنجینه‌ای است از اطلاعات تاریخی.

فصل دوم

آراء اسلام در باب تغذیه

 جهان با آنکه خوشی و نعمت فراوان دارد بلا و نقمتش نیز بسیار است.

موجودی که در این خانه سکنی گرفته زیر آسمانی که به آسانی رگبار بلا بر او می‌بارد، روی زمینی که دره‌هایش، فنایش به میان خود می‌کشد اگر لحظه‌ای از خود غافل بماند بیدرنگ همه چیز را از دست می‌دهد.

نیرویی که در مبارزه با گرفتاریها صرف می‌شود تحت یک سلسله شرایط و آدابی است که مجموعه آن را علم بهداشت می‌گویند.

بهداشت امروز تمام وقتش صرف جلوگیری از سرایت امراض و مبارزه با انواع میکربهاست اما در مکتب اسلام، بهداشت (طب دین) معنی عمومی‌تری دارد که مبارزه  با میکرب ها از فروع آن محسوب می‌شود.

 از نظر اسلام، انسان موجودیست که برای زندگی در عوالم مادی و معنوی، سلامت و امنیت می‌خواهد. در منطق اسلام روح و بدن گر چه دو موجود مستقل هستند ولی چنان با هم پیوستگی دارند که سلامت و مرض هر یک در دیگری مؤثر است. بهداشت اسلام حافظ روح و بدن هر دو می‌باشد البته بدن برای روح آلت و وسیله‌ای بیش نیست.

پیشوایان اسلام که همان طبیبان روحانی می‌باشند دستوراتشان غالباً مرکب از آداب ظاهری و باطنی (مادی ومعنوی) است. رسالت و هدایت آنان برای آنست که انسان به سوی کمالات معنوی و ترقیات روحی حرکت کند ولی چون سلامت تن در سعادت روح مدخلیت دارد، قسمتی از تعلیمات پیشوایان دین راجع به وظایف تن بوده‌است و راه سلامتی و خوشبختی آن(بدن) را نیز بیان کرده‌اند.

امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید :

برای بدن شش حالت است: صحت و مرض و خواب و بیداری و موت و حیات، همچنان برای روح صحتش به یقین، مرضش تردید، خوابش غفلت، بیداریش توجه، مرگش نادانی و زندگیش دانش است .

حیات واقعی هر موجود بسته به روح و معنویت اوست. راهنمایی‌های ائمه علیهم‌السلام در زمینه بهداشت و تغذیه صحیح و عدم استفاده از برخی مواد غذایی و آشامیدنی، از آنجهت است که بدن افزارِ روح و اسباب کار آنست که وقتی باشد هنر و هنرمندی خود را نشان می‌دهد. تکلیفی که برای بدن مقرر کرده‌اند صرفاً از آنروست که با روح و عمل ارتباط دارد.

برتری انسان بر سایر موجودات نیز به واسطه عقل و روح او می‌باشد. دین اجازه نمی‌دهد که بشر عقل و درک خود را ولو برای یک لحظه از دست دهد و عمده مبارزات اسلام با شراب و قمار و سایر هوسرانیها برای حفظ حیات بشری یعنی روح، عقل  و ادراک است.

در کتاب قرآن (کاملترین سفرنامه روح انسانی)، دستورات لازم برای صعود به آسمان عقل و روح مطرح شده‌است و جمیع علوم و معارف مختلف در آن فراهم می‌باشد، خداوند در عالم مادی نیز شرایط و زمینه و ابزار را برای این سیر و صعود مهیا کرده از جمله این شرایط حواس انسان است اگر در یکی از آنها  خللی به وجود آید انسان قسمتی از معلومات خود را از دست می‌دهد. بنابراین هرچه بدن سالم تر باشد قوای خمسه و پنجگانه او کامل‌تر و معلوماتش زیادتر خواهد بود.

یکی از عوامل سقوط جوامع و ملل، استفاده از محرمات و خمریات است که به واسطه استفاده از آنها مقداری از حواس و عقل و ادراک و شعور انسان از بین رفته و ابزار صعود به عالم روحانی خدشه‌دار می‌شود.در این بخش، سعی شده که تا حدودی دستورات دین در رابطه با نوع تغذیه درست و اغذیه و نوشیدنیهای حرام و حلال و تأثیرات آنها مطرح شود.

۱- فلسفه غذا خوردن و آراء معصومین علیهم‌السلام در این رابطه

تمام موجودات زنده برای آنکه بتوانند به زندگی خود ادامه دهند احتیاج به غذا دارند.

برای رشد و ساخته شدن اجزاء بدن، خوردن غذا به حد ضرورت لازم است.[۸] انجام فعالیتهای حیاتی مثل کار قلب و دستگاه تنفس، ساختن ترشحات غدد داخلی، مبارزه عوامل بیماریها، حرکات بدن، قدرت تفکر و کار و فعالیت انسان و… همه از دریافت مواد غذایی لازم، سرچشمه می‌گیرد. بزرگترین فیزیولوژیست قرن نوزدهم به نام پدر فیزیولوژی جدید، کلد برنارد در این باره می‌گوید: غذاها عبارتند از موادی که برای حفظ اثرات حیات و ترمیم موادی که دائماً از بدن کم می‌شوند به کار می‌روند.[۹]

در رابطه با وعده‌های غذایی در شبانه روز نیز توصیه‌هایی صورت گرفته‌است.

«در روایات اسلامی برای تداوم سلامت و شادابی انسان، خوردن دو وعده غذایی در صبح و شام، توصیه شده‌است .اهل بهشت نیز که دارالسلام، جاوید هستند، دو وعده، غذا می‌خورند:

و لهم رزقهم فیها بکره و عشیاً.  و در بهشت، هر صبح و شام، روزی آنان آماده است .» [۱۰]

خداوند حکیم در آیه ۳۱ سوره اعراف به مسرفان اشاره می‌کند و می‌فرماید:

«کلوا و اشربوا و لا تسرفوا اِنَّهُ لا یُحِبُ المسرفین.

از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.»

خداوند با بیان این آیه و عبارت «لاتُسرِفوا» بنا دارد که ریشه بیماریها را از بین ببرد و پُرخوری و زیاده‌روی را ریشه بیماریها معرفی می‌کند.

در احادیث مختلف نیز پُرخوری نهی و مذمت شده‌است از جمله پیامبر(ص) می‌فرماید : المُومن یأ کل فی معاء واحد ، و المنافق فی سبعه أمعاء .

مؤمن فقط برای پر کردن یک معده غذا می‌خورد ولی منافق برای هفت معده غذا می‌خورد.[۱۱]

و باز آن حضرت می‌فرماید: ماملأ ابن آدم وعاءأشر من بطنه. هیچ ظرفی را فرزند آدم پرنکرده که بدتراز شکم پُر باشد. [۱۲]

در کتاب طب‌الصادق آمده که غالب مرض‌ها از پُرخوری است مگر تب که گاهی خود به خود عارض می‌شود و نیز فرمودند که شکم وقتی سیر شود طغیان می‌کند. [۱۳]

پُرخوری موجب قساوت قلب و هیجان شهوت می‌شود. [۱۴]

حضرت عیسی بن مریم(ع) می‌فرماید:

هیچ مرض قلبی شدیدتر از قساوت قلب و هیچ علتی برای نفس سخت تر از پُرخوری نمی‌باشد. [۱۵]

در کتاب احادیث پزشکی پُرخوری چنین توصیف شده:

«پُرخوری از منظر احادیث به شدت نکوهیده‌است، پُرخوری از سلامت می‌کاهد، و شهوت را می‌افزاید، بدن را بدبو می‌کند و زمینه را برای انواع بیماری‌ها جسمی و روحی فراهم می‌سازد، جوهر نفس را تباه می‌کند، به نیروی تقوا (پرهیزکاری) و وَرَع (خویشتن داری) ضربه می‌زند، حجاب تیزهوشی است، و دل را سخت و تاریک می‌سازد.

شخص پُرخور، خواب آشفته می‌بیند و هنگام عبادت، احساس کسالت می‌نماید از این رو ، عبادتش اندک است و از بساط قرب حضرت حق، دور .

سرانجام، سیری در دنیا، موجب گرسنگی در آخرت خواهد شد.» [۱۶]

تغذیه مناسب حتی بر چهره انسان اثر دارد. پُرخوری موجب ترش کردن، اشکال در هضم، بزرگ شدن معده، تنگی نفس و… می‌شود. لقمان به پسرش می‌فرماید: ای پسرم هر گاه معده پُر شود فکر می‌خوابد و حکمت گنگ می‌شود و اعضاء از عبادت باز می‌مانند.

پُرخوری و خوردن غذاهای رنگارنگ در اسلام مذمت شده و پیامبر(ص) بدهای امت را کسانی معرفی می‌کند که همتشان در خوردن خوراک و نوشیدنی متنوع می‌باشد.

امام علی(ع) پُرخوری را نشانه شکم بندگی و شکم بندگی را بدترین عیب‌ها بیان می‌فرماید. [۱۷]

زیان های ظاهری و باطنی پُرخوری

– ایجاد انواع دردها و کاهش تندرستی

– شکمِ سیرناپذیر عامل از بین رفتن دین و باعث تباهی پاکدامنی است.

– پُرخوری باعث تباهی نفس وقساوت دل[۱۸]، کُندی بدن در فرمانبری ازخدا و نشنیدن اندرزها می‌گردد.

پیامبر(ص): دلها را با فراوانی خوراک و نوشاک نمیرانید، زیرا دل به سان کِشت، اگر آب زیادی بدان رسانده شود، می‌میرد . [۱۹]

– امام‌علی(ع) شکم‌سیری را باعث سنگینی و حایل بین انسان و تیزهوشی، می‌داند.

– شکمِ سیر نور معرفت را در دل‌ها خاموش می‌کند[۲۰] و دل را از یافتن راه درست، کور می‌گرداند.

جناب حافظ نیز می‌فرماید :

خـواب و خورت ز مرحـله خویش دور کـرد

آنگه رسی به خویش که بی خواب و خورشوی

– پُرخوری باعث آشفتگی خوابها می‌شود.

– پُرخوری باعث کمی عبادت می‌شود. امام علی(ع) می‌فرماید که با وجود سه چیز، در سه چیز دیگر طمع مبند که یکی از آنها اینست که با پُرخوری به شب زنده‌داری امیدوار نباش.

امام‌صادق(ع) فرمود:

ابلیس برای یحیی بن زکریا چهره آشکار ساخته و ناگاه یحیی از هر چیزی بر او آویزه‌هایی است از او پرسید: ای ابلیس، این آویزه‌ها چیست ؟

گفت: اینها، هوس هایی است که آدمیزاده را بدانها گرفتار ساخته‌ام .

پرسید : آیا از اینها چیزی هم برای من هست ؟

گفت : شاید (روزی) سیر شده باشی و در نتیجه، این سیری، تو را از نماز و یاد خدا، سنگین کرده باشد.

یحیی گفت: با خداوند عهد می‌بندم که هرگز شکم خویش را از خوراک، پُر نکنم.

ابلیس هم گفت: با خداوند، عهد می‌بندم که هرگز مسلمانی را اندرز ندهم.

امام‌ صادق(ع) سپس فرمود: جعفر و خاندان جعفر را با خدا این عهد است که هیچگاه شکم خویش را از خوراک پُر نکنند، و جعفر و خاندان جعفر را با خدا این عهد است که هرگز برای دنیا کار نکنند.

– پیامبر‌(ص) گرسنگی را نور حکمت است و سیری را (مایه) دوری از خداوند[۲۱] و منفورترین افراد را در پیشگاه خداوند متعال، هر پُرخوابِ پُرخورِِ پرنُوش معرفی می‌کند[۲۲] و به دشمنی خدا با چند نفر اشاره می‌کند که از جمله آنها کسی است که فراتر از سیری می‌خورد. در احادیث به منفور بودن شکم پُر در نزد خدا اشاره می‌کند.

– پیامبر‌خدا(ص) در جاهای مختلف به این امر اشاره می‌فرماید که پُرخوران در دنیا (آنانکه در دنیا بیشتر از دیگران از پُرخوری آروغ می‌زنند)، در روز قیامت، از همه بیشتر گرسنگی می‌کشند. [۲۳]

از زیان های دیگر پُرخوری:

امام‌علی(ع) برای سیری سه کیفر (مجازات) مطرح می‌فرماید: پرده بر قلب، خواب‌آلودگی برچشم، و سستی بر بدن.

لقمان خطاب به پسرش می‌فرماید: پسرم اگر معده پُر شود اندیشه خواب می‌رود، حکمت لال می‌شود و اندامها از عبادت فرو  می‌نشیند. [۲۴]

پُرخوری باعث سنگ دلی و برانگیختگی شهوت[۲۵] و ایجاد پیسی می‌گردد.

پزشکان بهداشت معتقدند که تغذیه خوب موجب سلامتی بدن است. منظور از تغذیه خوب غذاهای ساده‌ای هستند که نیاز طبیعی بدن را تأمین می‌کنند، در واقع کیفیت غذا شرط سلامتی است نه کمیت آن.[۲۶]

حکیمی از ملکزاده‌ای پرسید: کدام مرد احمق‌تر است؟

ملکزاده جواب داد: کسی که همتش به سیر کردن شکم مصروف باشد.‌[۲۷]

با توجه به این نکات می‌توان به فلسفه وجوب روزه پی برد.

یکی از شرایط مرتاض بودن (یعنی تقویت روح و نیروی اراده) گرسنگی کشیدن است. چون آنها به تجربه دریافته‌اند که پُرخوری و شکم‌پرستی مانع تصفیه نفس و اراده می‌باشد.[۲۸]

غذا علاوه بر رفع نیازهای جسمانی انسان، در پیدایش حالات روحی و روانی و خلقیات و خصوصیات آدمی نیز تأثیر بسزایی دارد.[۲۹]

در کتاب مروج الذهب آمده‌است که:

«فضل بن ربیع گوید: روزی شریک قاضی به حضور مهدی آمد که بدو گفت باید یکی از سه کار را بپذیری. گفت ای امیرالمؤمنان آن سه کار چیست؟ گفت: یا عهده‌دار قضا شوی یا با فرزندان من سخن کنی و آنها را تعلیم دهی یا یک بار با من غذا خوری.

بیندیشید و گفت غذاخورن از همه آسان‌تر است. مهدی به آشپز گفت که چند جور غذا از مغز و شکر تبرزد و عسل فراهم کند و چون از غذا فراغت یافت ناظر مطبخ گفت: ای امیرالمؤمنان پس از این شیخ روی فلاح نخواهد دید.

فضل بن ربیع گوید : پس از آن با آنها سخن گفت و فرزندانشان را تعلیم داد و عهده‌دار قضا شد.»[۳۰]

در اسلام راجع به لزوم رعایت پاکیزگی و حلال بودن غذا توصیه‌هایی شده‌است و این دستورات نشان از تأثیر غذا بر روان و معنویت آدمی دارد.

در حدیث است که: «چون غذا می‌خوری حلال آن را انتخاب کن و به نام خداوند شروع کن و حدیث رسول خدا را یاد کن که فرمود: آدمیزاد هیچ ظرفی را پُر نمی‌کند که بدتر از شکمش باشد، پس وقت خوردن که از آن چاره نباشد یک سوم شکم را غذا و ثلث دیگر را برای آب و ثلث سوم را برای نفس بگذار.»[۳۱]

نخستین و مهمترین رهنمود اسلام درباره مواد غذایی، حلال بودن آنست زیرا غذایی که از راه نادرست  تهیه شده باشد برای سلامت روان زیانبار است. ثانیاً غذای انسان باید از «طیبات» (آنچه پاک است) تهیه شده باشد یعنی اسلام، خوردن آن را ممنوع نکرده باشد(مانند گوشت مردار یا گوشت حیوانات حرام گوشت). ثالثاً غذا برای جان انسان و یا جامعه مَفسده نداشته باشد ممکن است غذایی حلال باشد و برای جسم هم زیانبار نباشد، لیکن چگونگی مصرف آن مَفسده داشته باشد (مانند غذا خوردن در ظروف طلا و نقره یا غذا خوردن از سفره‌ای که مشروبات الکلی در آن قرار دارد) خوردن اینگونه غذاها نیز در اسلام، ممنوع شده‌است .[۳۲]

پیامبراکرم(ص) فرمود:

من اکل من الحلال القوت صفا قلبه ورق و دمعت عیناه و لکم یکن له لدعوته حجاب .

کسی که خوراکش حلال باشد، قلبش با صفا و نازک می‌شود چشمهای او از خوف خدا اشکبار می‌گردد و دعای او به اجابت می‌رسد‌.[۳۳]

«شهوت شکم اکل و شرب است و آنچه موجب رضای حق است آنست که از چیزهایی که خدای تعالی حلال فرموده پدید آورد و کم زیاد او را شاکر باشد.»[۳۴]

برخی از افراد برای پُر کردن شکم، در مقابل ظالمین وستمگران و افراد نالایق سر تسلیم فرود می‌آوردند، اسلام این مسئله را نهی می‌کند. حدیثی از امیرالمؤمنان علی(ع) در این باب آمده‌است به این صورت: اَلْجُوُع خیرُ مِنَ الخُضُوع : گرسنگی بهتر از فروتنی کردن در مقابل  ناکسان روزگار است.[۳۵]

انسان باید سعی کند خود را بنده و اسیر شکم نکند تا در مواقع سختی صبر و تحمل گرسنگی کشیدن را داشته باشد. از مواردی که باعث زیاد شدن طاقت انسان در مقابل گرسنگی می‌شود کم‌خوری است که  منافع جسمی و روحی فراوانی دارد.

«پیشوایان دین، ضمن تأکید بر کم‌خوری، منافع فراوانی بر آن ذکر کرده‌اند، مانند تداوم سلامت بدن، صفای اندیشه، نورانیت دل، رهایی از دام شیطان، بهره‌گیری از ملکوت هستی، نزدیکی به خداوند متعال و استفاده بهتر از عبادت پروردگار»[۳۶]

در احادیثی فوایدی ظاهری و باطنی برای آن برشمرده‌اند از جمله:

امام‌صادق(ع) کم خوردن را در همه حال پسندیده می‌داند و برای خوردن چهار حالت در نظر می‌گیرد:

۱- عده‌ای فقط برای ضرورت زندگی غذا می‌خوردند‌.

۲-عده‌ای هم برای مهیا شدن جهت زندگی و عبادت خداوند غذا می‌خورند‌.

۳- عده‌ای هم برای موفق شدن در زندگی و شناخت خداوند غذا می‌خورند‌.

۴- عده‌ای هم برای کسب قوت و نیرو جهت انجام اوامر الهی غذا می‌خورند.

حالت اول منحصر به بندگان برگزیده خداوند (انبیاء و اولیاء) است که فقط هنگامی که احساس ضرورت غذا می‌کنند به آن نزدیک می‌شوند‌. حالت دوم غذا خوردن متقیان واقعی است که غذا را برای این می‌خورند که آماده تقوی و ورع باشند‌.

نوع سوم برای کسانی‌است که به خداوند توکل دارند. حالت چهارم هم غذا خوردن مؤمنان می‌باشد‌. [۳۷]

پیامبراکرم(ص) کم خوردن را در نورانیت خانه ‌مؤثر می‌داند[۳۸] و می‌فرماید: هر کس تسبیح گفتن او و به عظمت یاد کردن او از خداوند، فراوان شود و خوراک و آشامیدن و خفتنش اندک شود فرشتگان مشتاق او می‌شوند. [۳۹]

فایده‌های ظاهری و باطنی کم خوری:[۴۰]

– در احادیث کم‌خوری را مادر همه داروها و کم کننده دردها و مایه سلامت تن می‌دانند.

– کم خوری باعث شادابی چهره می‌شود.

– اگر خوراک انسان اندک باشد زیاد زنده می‌ماند.

– کم خوری باعث صفای اندیشه و نورانیت درونی انسان ‌می‌شود‌.

– کمی خوراک و نوشاک در جهاد با نفس و نزدیک شدن فرشتگان و گریز شیطان تأثیر دارد.

– شکم پُر مانع از ورود به ملکوت آسمانها و زمین می‌شود. [۴۱]

– دوست داشتنی‌ترین افراد نزد خداوند، کم خوراک ترین و سبک بدنترین آنهاست و نزدیک ترین حالت بنده به خداوند عزوجل هنگامی‌است که شکم انسان، سبک باشد. کم خوری موجب تقرب به درگاه خداوندست.

در حدیثی از امام صادق(ع) آمده‌است که: کم‌خوری در میان هر طایفه‌ای، ستوده است، زیرا منفعت باطن و ظاهر، در آن است . [۴۲]

از دستورات و تأکیدهای دیگری که پیشوایان اسلام عنوان کرده‌اند این است که انسان قبل از اینکه در خود اشتهایی ندیده، چیزی نخورد و قبل از آنکه کاملاً سیر شود از خوردن دست بکشد.

در طب الصادق آمده‌است که:

خوردن چیزی که از روی اشتها نباشد حماقت و نادانی می‌آورد پس تا کاملاً گرسنه نشدی غذا نخور .

اشتها به دو معنی استعمال می‌شود به معنای گرسنگی و به معنای میل و رغبت .

غذایی که به رغبت خورده نشود اعصاب را فرسوده و ناتوان می‌سازد و بیش از هر چیز این تشنج در اعصاب مغز پدید می‌آید و این همان خطری است که امام صادق(ع) از آن به حُمق و نادانی تعبیر می‌کند.[۴۳]

در پایان این قسمت می‌توان گفت رهنمودهای اسلام درباره خوردن، تضمین کننده سلامت جسم و جان انسان هستند.

۲- آداب سفره و غذا خوردن و آراء معصومین علیهم‌السلام در این رابطه

فهرست مطالب

چکیده     ج
مقدمه     ح
هدف از پژوهش     ی
فصل اول: کلیات
معرفی منابع     ۲
فصل دوم: آراءاسلام در باب تغذیه     ۱۰
۱- فلسفه غذا خوردن و آراءمعصومین علیهم السلام در این رابطه     ۱۲
زیان های ظاهری و باطنی پُرخوری     ۱۴
فایده‌های ظاهری و باطنی کم خوری     ۱۹
۲- آداب سفره و غذا خوردن وآراء معصومین علیهم السلام در این رابطه     ۲۰
الف) آداب غذا خوردن     ۲۱
ب) آداب سفره     ۲۴
۳- آداب آشامیدن     ۲۵
– آب     ۲۵
– شیر     ۲۶
– عسل     ۲۷
– سرکه     ۲۷
آداب آشامیدنی‌ها از نظر معصومین علیهم السلام     ۲۸
۴- غذاها و آشامیدنی های حرام     ۲۹
از محرماتی که در اینجا مورد بحث قرار می‌گیرد     ۳۱
الف- خمر      ۳۲
خمرازدیدگاه آیات و روایات     ۳۳
انواع خمر و حکم آنها     ۳۷
ب- خون     ۳۸
ج- گوشتهای حلال و حرام     ۳۸
خوردن محرمات در وقت اضطرار     ۴۰
فصل سوم: اوضاع اجتماعی، اقتصادی و مذهبی عصر عباسیان
۱- پیشینه بازرگانی و تجارت در بین اعراب قبل از اسلام و در صدر اسلام     ۴۳
۲- محصولات     ۴۶
۳- بغداد و بازارهای آن در عصر عباسیان     ۵۵
شکل بازارها     ۶۶
نقش زنان در بازارها     ۶۷
۴- تأثیر ادیان بر تجارت اسلام     ۶۸
۵- جشن ها     ۸۰
جشنهای دینی اسلامی     ۸۰
جشن های محلی     ۸۴
فصل چهارم: آداب و رسوم معیشت در عصر عباسی
۱- اطعمه و اشربه خلفا و وزراء دولت عباسی     ۹۳
آداب المائده،آداب سفره     ۱۰۸
۲-شرابخانه ها     ۱۱۷
شربت خانه(خزانهالشراب)     ۱۲۰
شرابکده ها     ۱۲۳
۳- مجالس شراب     ۱۲۶
استعمال حشیش     ۱۳۵
تریاک    ۱۳۶

فصل پنجم: تغذیه در عصر عباسی
ادویه و خوشبوکننده ها     ۱۳۸
اجزای خوشبوکننده     ۱۴۰
ظروف و وسایل آشپزخانه     ۱۴۱
غذای اعراب     ۱۵۴
خوراکهای گوشتی     ۱۵۶
ماهی و خوراکهای آن     ۱۶۳
خوراکهای گیاهی     ۱۶۵
خوراک تنگدستان     ۱۷۰
خوراکهای مشترک توانگران و تنگدستان     ۱۷۴
از غذاهایی که با استفاده از خرما درست می شد     ۱۷۵
روغن وپیه     ۱۷۶
نان     ۱۷۷
برنج     ۱۸۲
مشاغل مربوط به اغذیه     ۱۸۴
بهای خوراکی     ۱۸۵
قیمتها در زمانهای عادی     ۱۸۷
بهای اجناس در آشوبهاوکمیابی     ۱۸۸
کارکنان آشپزخانه     ۱۹۳
هزینه آشپزخانه سلطنتی     ۱۹۴
نوشیدنیها در این دوره     ۱۹۸
نوشیدنیهای حلال و حرام     ۱۹۹
شیر و محصولات آن     ۲۰۲
آب     ۲۰۴
شیرینیها و حلویات     ۲۰۵
مواد شیرین‌کننده     ۲۰۸
نقل     ۲۱۰
ترشی‌ها و چاشنی‌ها     ۲۱۱
میوه     ۲۱۲
زمان‌بندی غذاها     ۲۱۶
پرهیز و علوم غذایی     ۲۱۷
نگاهداری و حفاظت     ۲۲۰
سوخت     ۲۲۳
نتیجه‌گیری     ۲۲۵
فهرست منابع     ۲۲۶